::ISLAMPP.COM::     دانلود کل سایت بصورت آفلاین! کلیک کنید     ::ISLAMPP.COM::     @ توجه توجه @ به سؤالات تکراری پاسخ داده نخواهد شد، پس لطفا قبل از ارسال سوال، در سایت جستجو کنید@

 اخبار جديد

صفحه أصلى

فتاواى متن

فتاواى صوتى

فتاواى تصويرى

گروهبندى فتاوى

كتابخانه فتاوى

جديدترين فتاوى

دانلود کتاب

اصول و تعبير خواب

فرستادن سؤال

جستجو در سايت

پيشنهادات و انتقادات

ارتباط با ما

درباره ما

آمار سايت

1447817 تعداد بازديد سايت

29705 تعداد كل فتاوى

9091 تعداد فتاواى متن

11381 تعداد فتاواى صوتى

9233 تعداد فتاواى تصويرى

74231382 تعداد كل فتاواى خوانده وشنيده شده

2835 تعداد كل فتاواى ارسال شده

 

نمايش فتاوى

 

فتاوى -->> -->>  فتواى انتخاب شده

معراج پیامبر صلی الله علیه وسلم با چه وسیله ای بوده است؟
شماره فتوى 974

تعداد بازديد 5863

فرستادن به دوست 

 چاپ كردن

تاريخ اضافه 2009-12-08

 

سوال بنده در مورد رفتن پیامبر بزرگواراسلام صلی الله علیه وسلم به معراج میباشد چگونگی اسباب ووسیله سفر شان میخواهم مفصل معلومات دهید.


الحمدلله،

 

خداوند متعال در قرآن در مورد حادثه اسراء و معراج بطور خلاصه اینچنین بیان میکند:

 

سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَیٰ بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ ﴿الإسراء: 1﴾

 

«پاک‌ و منزه‌ است‌ آن‌ خدایی‌ که‌ بنده ‌خود (محمد) را سیر داد شبانگاهی‌ از مسجدالحرام‌ به‌سوی‌ مسجدالاقصی‌ که‌ پیرامون‌ آن‌ را برکت‌ داده‌ایم‌ تا از نشانه‌های‌خود به‌ او بنمایانیم‌ بی‌گمان ‌او (الله تعالی) شنواست‌، بیناست‌»

 

ابن‌کثیر در تفسیر خویش‌ روایات‌ وارده‌ درباره ‌«اسراء» را با تفصیل‌ آن‌ طی ‌بیست ‌و یک‌ صفحه‌ نقل‌ کرده‌ سپس‌ می‌گوید: «این‌ روایات‌ از صحابه رضی الله عنهم به‌ حد تواتر نقل‌ شده‌ است‌، به‌ طوری‌ که‌ مسلمانان‌ بر آن‌ اجماع‌ دارند و بجز زنادقه‌ وملحدین‌ کسی‌ آنها را انکار نمی‌کند، و چون‌ بر مجموع‌ این‌ احادیث‌ آگاهی ‌حاصل‌ شود، مضمون‌ آنچه‌ که‌ مسلمانان‌ در موضوع ‌«اسراء و معراج‌» پیرامون ‌آن‌ اتفاق‌ نظر دارند، به‌دست‌ می‌آید. آن‌گاه‌ به‌ نقل‌ از زهری‌ می‌گوید: اسراء یک ‌سال‌ قبل‌ از هجرت‌ رسول‌ خدا صلی الله علیه و سلم در ماه‌ ربیع‌الاول‌ روی‌ داد و روایت‌ وارده ‌در این‌باره‌ که‌ اسراء در شب‌ بیست‌ و هفتم‌ رجب‌ روی‌ داده‌، سند صحیحی‌ ندارد. سپس‌ می‌افزاید: حق‌ این‌ است‌ که‌ آن‌ حضرت‌ صلی الله علیه و سلم در بیداری‌ نه‌ در خواب‌ و به ‌قول‌ اکثر علمای‌ مسلمین‌ با بدن‌ و روح‌ خود به‌ این‌ سیر و سفر که‌ دو مرحله‌ زمینی‌ وآسمانی‌ داشت‌ برده‌ شدند».

 

در احادیث‌ آمده‌ است‌ که‌ اسراء از مکه‌ به‌ سوی‌ بیت‌المقدس‌ بر مرکبی‌ به‌ نام‌ «براق‌» انجام‌ گرفت‌ و چون‌ رسول‌ خدا صلی الله علیه و سلم به‌ دروازه‌ مسجد الاقصی‌ رسیدند، «براق‌» را بر آستان‌ در بسته‌ کردند و به‌ مسجد در آمده‌ دو رکعت‌ نماز تحیه‌ مسجد را در قبله‌ آن‌ گزاردند، سپس‌ با جبرئیل علیه السلام به‌ معراج‌ رفتند و معراجشان‌ مانند نردبانی‌ پله‌ به‌ پله‌ بود که‌ از یک‌ پله‌ به‌ پله‌ دیگر آن‌ صعود می‌کردند، در این‌ عروج ‌ابتدا به‌ آسمان‌ دنیا و سپس‌ به‌ بقیه‌ آسمانهای‌ هفت‌گانه‌ صعود کردند و از عجایب‌ و آیات‌ دیدند آنچه‌ دیدند و آن‌گاه‌ همان‌ مسیر را برگشته‌ بار دیگر به‌ مسجدالاقصی‌آمدند و با انبیاء علیهم السلام نماز جماعت‌ گزارده‌ و در نماز امام‌ ایشان‌ شدند آن‌گاه‌ در همان‌ شب‌ مجددا سوار بر براق‌ به‌ مکه‌ برگشتند.

 

و در سوره النجم میفرماید:

 

" لَقَدْ رَأَیٰ مِنْ آیَاتِ رَبِّهِ الْکُبْرَیٰ " ﴿النجم: 18﴾

«به‌ راستی‌ که‌ برخی‌ از نشانه‌های‌ بزرگ‌ پروردگارش‌ را دید»

یعنی: به‌ راستی‌ که ‌رسول‌ اکرم‌ صلی الله علیه و سلم در شب‌ معراج‌ از آیات‌ و نشانه‌های‌ بزرگ‌ پروردگارش‌ و از عجایب‌ ملک‌ و ملکوت‌ وی‌ چیزهایی‌ را دید که‌ در وصف‌ نمی‌گنجد.

 

و امام بخاری رحمة الله علیه در کتابش "صحیح بخاری" حادثه اسراء و معراج را اینچنین بیان میکند:

 

عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ رضی الله عنه قَالَ: کَانَ أَبُوذَرٍّ رضی الله عنه یُحَدِّثُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و سلم قَالَ: «فُرِجَ عَنْ سَقْفِ بَیْتِی وَأَنَا بِمَکَّةَ، فَنَزَلَ جِبْرِیلُ، فَفَرَجَ صَدْرِی، ثُمَّ غَسَلَهُ بِمَاءِ زَمْزَمَ، ثُمَّ جَاءَ بِطَسْتٍ مِنْ ذَهَبٍ مُمْتَلِئٍ حِکْمَةً وَإِیمَانًا، فَأَفْرَغَهُ فِی صَدْرِی، ثُمَّ أَطْبَقَهُ، ثُمَّ أَخَذَ بِیَدِی فَعَرَجَ بِی إِلَی السَّمَاءِ الدُّنْیَا، فَلَمَّا جِئْتُ إِلَی السَّمَاءِ الدُّنْیَا، قَالَ جِبْرِیلُ لِخَازِنِ السَّمَاءِ: افْتَحْ. قَالَ: مَنْ هَذَا؟ قَالَ: هَذَا جِبْرِیلُ، قالَ: هَلْ مَعَکَ أَحَدٌ؟ قَالَ: نَعَمْ، مَعِی مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و سلم، فَقَالَ: أُرْسِلَ إِلَیْهِ؟ قَالَ: نَعَمْ، فَلَمَّا فَتَحَ عَلَوْنَا السَّمَاءَ الدُّنْیَا، فَإِذَا رَجُلٌ قَاعِدٌ عَلَی یَمِینِهِ أَسْوِدَةٌ وَعَلَی یَسَارِهِ أَسْوِدَةٌ، إِذَا نَظَرَ قِبَلَ یَمِینِهِ ضَحِکَ، وَإِذَا نَظَرَ قِبَلَ یَسَارِهِ بَکَی، فَقَالَ: مَرْحَبًا بِالنَّبِیِّ الصَّالِحِ وَالابْنِ الصَّالِحِ، قُلْتُ لِجِبْرِیلَ: مَنْ هَذَا؟ قَال: هَذَا آدَمُ وَهَذِهِ الأَسْوِدَةُ عَنْ یَمِینِهِ وَشِمَالِهِ نَسَمُ بَنِیهِ، فَأَهْلُ الْیَمِینِ مِنْهُمْ أَهْلُ الْجَنَّةِ، وَالأَسْوِدَةُ الَّتِی عَنْ شِمَالِهِ أَهْلُ النَّارِ، فَإِذَا نَظَرَ عَنْ یَمِینِهِ ضَحِکَ، وَإِذَا نَظَرَ قِبَلَ شِمَالِهِ بَکَی، حَتَّی عَرَجَ بِی إِلَی السَّمَاءِ الثَّانِیَةِ، فَقَالَ لِخَازِنِهَا: افْتَحْ، فَقَالَ لَهُ خَازِنِهَا مِثْلَ مَا قَالَ الأَوَّلُ، فَفَتَحَ»، قَالَ أَنَسٌ: فَذَکَرَ أَنَّهُ وَجَدَ فِی السَّمَوَاتِ آدَمَ وَإِدْرِیسَ وَمُوسَی وَعِیسَی وَإِبْرَاهِیمَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ وَلَمْ یُثْبِتْ کَیْفَ مَنَازِلُهُمْ، غَیْرَ أَنَّهُ ذَکَرَ أَنَّهُ وَجَدَ آدَمَ فِی السَّمَاءِ الدُّنْیَا، وَإِبْرَاهِیمَ فِی السَّمَاءِ السَّادِسَةِ، قَالَ أَنَسٌ: فَلَمَّا مَرَّ جِبْرِیلُ بِالنَّبِیِّ صلی الله علیه و سلم بِإِدْرِیسَ، قَالَ: مَرْحَبًا بِالنَّبِیِّ الصَّالِحِ وَالأَخِ الصَّالِحِ، فَقُلْتُ: مَنْ هَذَا؟ قَالَ: هَذَا إِدْرِیسُ، ثُمَّ مَرَرْتُ بِمُوسَی، فَقَالَ: مَرْحَبًا بِالنَّبِیِّ الصَّالِحِ وَالأَخِ الصَّالِحِ، قُلْتُ: مَنْ هَذَا؟ قَالَ: هَذَا مُوسَی، ثُمَّ مَرَرْتُ بِعِیسَی، فَقَالَ: مَرْحَبًا بِالأَخِ الصَّالِحِ وَالنَّبِیِّ الصَّالِحِ، قُلْتُ: مَنْ هَذَا؟ قَالَ: هَذَا عِیسَی، ثُمَّ مَرَرْتُ بِإِبْرَاهِیمَ، فَقَالَ: مَرْحَبًا بِالنَّبِیِّ الصَّالِحِ وَالابْنِ الصَّالِحِ، قُلْتُ: مَنْ هَذَا؟ قَالَ: هَذَا إِبْرَاهِیمُ.

قَالَ: وَکَانَ ابْنُ عَبَّاسٍ وَأَبَو حَبَّةَ الأَنْصَارِیُّ رَضِیَ الله عَنْهُمَا یَقُولانِ: قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و سلم: «ثُمَّ عُرِجَ بِی حَتَّی ظَهَرْتُ لِمُسْتَوَی أَسْمَعُ فِیهِ صَرِیفَ الأَقْلامِ». قَالَ أَنَسُ بْنُ مَالِکٍ: قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و سلم: «فَفَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَلَی أُمَّتِی خَمْسِینَ صَلاةً، فَرَجَعْتُ بِذَلِکَ، حَتَّی مَرَرْتُ عَلَی مُوسَی، فَقَالَ: مَا فَرَضَ اللَّهُ لَکَ عَلَی أُمَّتِکَ؟ قُلْتُ: فَرَضَ خَمْسِینَ صَلاةً، قَالَ: فَارْجِعْ إِلَی رَبِّکَ فَإِنَّ أُمَّتَکَ لا تُطِیقُ ذَلِکَ، فَرَاجَعْتُ، فَوَضَعَ شَطْرَهَا، فَرَجَعْتُ إِلَی مُوسَی، قُلْتُ: وَضَعَ شَطْرَهَا، فَقَالَ: رَاجِعْ رَبَّکَ فَإِنَّ أُمَّتَکَ لا تُطِیقُ فَرَاجَعْتُ فَوَضَعَ شَطْرَهَا فَرَجَعْتُ إِلَیْهِ، فَقَالَ: ارْجِعْ إِلَی رَبِّکَ فَإِنَّ أُمَّتَکَ لا تُطِیقُ ذَلِکَ، فَرَاجَعْتُهُ، فَقَالَ: هِیَ خَمْسٌ، وَهِیَ خَمْسُونَ، لا یُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَیَّ، فَرَجَعْتُ إِلَی مُوسَی، فَقَالَ: رَاجِعْ رَبَّکَ، فَقُلْتُ: اسْتَحْیَیْتُ مِنْ رَبِّی، ثُمَّ انْطَلَقَ بِی حَتَّی انْتَهَی بِی إِلَی سِدْرَةِ الْمُنْتَهَی، وَغَشِیَهَا أَلْوَانٌ لا أَدْرِی مَا هِیَ، ثُمَّ أُدْخِلْتُ الْجَنَّةَ، فَإِذَا فِیهَا حَبَایِلُ اللُّؤْلُؤِ، وَإِذَا تُرَابُهَا الْمِسْکُ». (بخاری:349)

 

ترجمه: انس رضی الله عنه به نقل از ابوذر رضی الله عنه می گوید: رسول اکرم صلی الله علیه و سلم فرمود: «زمانی که درمکه بسر می بردم، شبی سقف منزلم سوراخ شد وجبرئیل فرود آمد و سینه  مرا شکافت و با آب زمزم شستشو داد. پس  از آن، طشتی را که پر از حکمت و ایمان بود، آورد و در سینة من خالی کرد وآنرا بست. سپس دست مرا گرفت و  به سوی  آسمان  برد. وقتی به  آسمان دنیا  رسیدم، جبرئیل به نگهبان آسمان گفت: در را باز کن. پرسید: شما چه کسی هستید؟گفت: من جبرئیل هستم. فرشته پرسید: آیا شخص دیگری  همراه توست؟ جبرئیل گفت:آری، محمد صلی الله علیه و سلم با من است. نگهبان گفت: آیا ایشان دعوت شده اند؟ جبرئیل گفت: آری. بعد، در باز شد و ما از آسمان دنیا بالا رفتیم. ناگهان، نگاهم به شخصی افتاد که عدة زیادی سمت راست و چپ او قرار داشتند. آن شخص هر وقت  به سمت راست نگاه می‏کرد، می‏خندید. و هر وقت به سمت چپ نگاه میکرد، گریه می‏کرد. وقتی مرا دید، فرمود: بسیار خوش آمدی ای پیامبر و فرزند نیکوکار من. از جبرئیل پرسیدم: این شخص کیست؟ گفت: آدم علیه السلام است. و اینها که سمت چپ و راست او می بینی، ارواح فرزندانش هستند. آنان که سمت راست او قرار دارند، اهل بهشت اند و آنها که سمت چپ  او هستند، اهل دوزخ اند. بدینجهت هر وقت به سمت راست نگاه می‏کرد، می‏خندید. و هر وقت به سمت چپ نگاه می‏کرد، می گریست. بعد، جبرئیل مرا به سوی آسمان دوم برد و از نگهبان آن خواست تا در را باز کند. نگهبان آسمان دوم همان چیزی را که نگهبان آسمان اول پرسیده بود، تکرار کرد و سپس در را باز کرد».

 

انس رضی الله عنه به نقل از ابوذر رضی الله عنه می‏گوید: رسول الله صلی الله علیه و سلم در مسیر آسمانها با  آدم،  ادریس،  موسی، عیسی و  ابراهیم علیهم الصلاة والسلام ملاقات کرد. البته در بارة جزئیات مرتبه و جایگاه آنان به تفصیل چیزی نفرمود. فقط یادآوری نمودکه آدم علیه السلام را در آسمان دنیا و  ابراهیم علیه السلام را در آسمان ششم ملاقات کرده است.

 

انس رضی الله عنه  میگوید: هنگامی که جبرئیل علیه السلام رسول الله صلی الله علیه و سلم را با خود نزد ادریس علیه السلام برد،  ادریس علیه السلام فرمود: بسیار خوش آمدی ای پیامبر و برادر نیکوکار من. رسول الله صلی الله علیه و سلم  می‏فرماید: از جبرئیل پرسیدم: که این شخص، کیست؟ جبرئیل گفت: ایشان ادریسعلیه السلام هستند. بعد از کنار  موسی علیه السلام گذشتیم. وقتی نگاه موسی علیه السلام به من افتاد، فرمود: خوش آمدی ای پیامبر و برادر نیکوکار من. دربارة او از جبرئیل پرسیدم، فرمود: ایشان موسی علیه السلام هستند. بعد به عیسی علیه السلام رسیدیم. عیسی علیه السلام نیز فرمود: خوش آمدی ای پیامبر و برادر نیکوکار من. از جبرئیل علیه السلام پرسیدم: او کیست؟ فرمود: ایشان  عیسی علیه السلام است. سپس به  ابراهیم علیه السلام نزدیک شدیم. ایشان نیز مرحبا و خوش آمد گفت. دربارة وی از  جبرئیل علیه السلام سؤال کردم. فرمود: ایشان  ابراهیم علیه السلام  است.

 

ابن شهاب (یکی از راویان) می‏گوید: ابن عباس و ابوحبه انصاری روایت می کنند که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: «سپس مرا عروج داد و بجایی رسیدم که صدای خش خش قلم‏های فرشتگان را که مشغول نوشتن بودند، ‏شنیدم».

 

انس بن مالک می‏گوید: رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: «خداوند در سفر معراج، روزانه پنجاه نماز بر امتم فرض گردانید. با آن پنجاه نماز، برگشتم تا اینکه به موسی علیه السلام رسیدم. ایشان پرسید: خداوند بر امتت چه چیزی فرض کرد؟ گفتم: روزانه پنجاه نماز. ‏موسی علیه السلام فرمود: دوباره نزد پروردگارت برو. زیرا امتت توانایی انجام این کار را ندارد. نزد خداوند متعال برگشتم. حق تعالی بخشی از آن پنجاه نماز را کم کرد. وقتی نزد موسی علیه السلام آمدم، گفتم: بخشی از نمازها را معاف نمود. موسی علیه السلام گفت: بازهم بسوی خدا برگرد زیرا امتت توانایی این را هم نخواهد داشت. من بار دیگر نزد پروردگار رفتم. خداوند متعال این بار نیز بخشی از نمازها را کم کرد. باز چون نزد موسی رفتم و گفتم که خداوند بخشی دیگر از نمازها را بخشیده است، موسی علیه السلام باز همان سخن قبلی خود را تکرار کرد. برای آخرین بار، نزد حق تعالی رفتم، خداوند فرمود: روزانه پنج بار نماز بخوانید و ثواب پنجاه نماز را دریافت کنید و من هیچگاه خلاف وعده عمل نمی کنم. من بسوی موسی بازگشتم. گفت: بار دیگر به خداوند مراجعه کن. (این بار نپذیرفتم) گفتم: از خداوند شرم می کنم. آنگاه، جبرئیل مرا با خود برد تا اینکه به سدرة المنتهی رسیدیم. در آنجا، چیزهای گوناگونی دیدم که از آنها سر در نیاوردم. سپس وارد بهشت شدم. و در آنجا با زنجیرهای ساخته شده از مروارید و خاک بهشت که از مشک و عنبر بود، روبرو شدم».

 

خاطر نشان‌ می‌شود که‌ در موضوع‌ فرض‌ شدن‌ نماز در مکه‌ ـ در شب‌ اسراء و معراج‌ ـ میان‌ علما هیچ‌ اختلافی‌ نیست‌.

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد و علی آله و اتباعه الی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com