::ISLAMPP.COM::     دانلود کل سایت بصورت آفلاین! کلیک کنید     ::ISLAMPP.COM::     @ توجه توجه @ به سؤالات تکراری پاسخ داده نخواهد شد، پس لطفا قبل از ارسال سوال، در سایت جستجو کنید@

 اخبار جديد

صفحه أصلى

فتاواى متن

فتاواى صوتى

فتاواى تصويرى

گروهبندى فتاوى

كتابخانه فتاوى

جديدترين فتاوى

دانلود کتاب

اصول و تعبير خواب

فرستادن سؤال

جستجو در سايت

پيشنهادات و انتقادات

ارتباط با ما

درباره ما

آمار سايت

1516702 تعداد بازديد سايت

29705 تعداد كل فتاوى

9091 تعداد فتاواى متن

11381 تعداد فتاواى صوتى

9233 تعداد فتاواى تصويرى

142727204 تعداد كل فتاواى خوانده وشنيده شده

2842 تعداد كل فتاواى ارسال شده

 

نمايش فتاوى

 

فتاوى -->> -->>  فتواى انتخاب شده

هرگاه طلبکار و بدهکار در مورد مقدار قرض یا کیفیت آن اختلاف داشتند
شماره فتوى 8769

تعداد بازديد 4855

فرستادن به دوست 

 چاپ كردن

تاريخ اضافه 2013-12-04

 

از همسرم درخواست کردم که طلاهایش را بفروشد و پول آنرا بعنوان قرض به من بدهد، او نیز پذیرفت و من طلاهایش را فروختم، الان بعد از چند سال که قصد دارم قرضم را اداء کنم بر سر مسئله ای اختلاف نظر داریم : همسرم می گوید که من اینگونه نیت داشتم که تو طلا به من برگردانی نه پول، یعنی او می خواهد هم وزن طلاهایش را که فروختم به او طلا پس دهم، این درحالیست که نیت من نیز این بود که پول طلاهای او را قرض بگیرم و پول را هم پس دهم، برای رفع اختلاف تصمیم گرفتیم که به شرع حنیف اسلام داوری بجوئیم، لطفا در این باره ما را راهنمایی کنید.


الحمدلله،

این بستگی به نوع اتفاق بین شما و همسرتان دارد؛ اگر بر این توافق شد که همسرتان طلای خود را به شما قرض دهد تا آنرا برای خود بفروشید و از پولش استفاده کنید، در این حال بر شما لازمست مثل همان طلا را – از نظر وزنی – پس دهید. اما اگر اینگونه توافق شد که همسرتان طلایش را بفروشد و پول آنرا به شما قرض دهد، در این حال بر شما لازمست که مثل مبلغی که از همسرتان دریافت کردید پس دهید.

و هرگاه بین طلبکار و بدهکار در میزان یا کیفیت قرض اختلافی روی داد، در این هنگام سخن کسی پذیرفته می شود که بیّنه یا شهود داشته باشد، اگر هیچیک بینه و شهود نداشتند، در اینحالت از بدهکار خواسته می شود که سوگند یاد کند، یعنی سوگند بخورد که او اینگونه قرض گرفته است، اگر سوگند خورد پس سخن او پذیرفته خواهد شد.

دلیل این حکم بخاطر فرموده نبوی صلی الله علیه وسلم است : «الْبَیِّنَةُ عَلَی الْمُدَّعِی وَالْیَمِینُ عَلَی الْمُدَّعَی عَلَیْه» ترمذی (1261) وصححه الألبانی فی "إرواء الغلیل" (2661) .

یعنی : «آوردن شاهد و بینّه به (عهده) مدعی و سوگند به (عهده) کسی است که انکار می کند».

و در کتاب دائرة المعارف فقهی آمده : «هرگاه طلبکار و بدهکار اختلاف کردند و هیچیک بینه نداشتند، در آنصورت اگر بدهکار درباره صفت و مقدار (قرض) سوگند یاد کند از او پذیرفته می شود» "الموسوعة الفقهیة" (3/269).

و علامه زرکشی گفته : «هرگاه بدهکار و طلبکار در قیمت (بدهی) اختلاف کردند، سخن، سخن بدهکار است، زیرا اصل بر برائت ذمه او از (این) زیادت است» " المنثور فی القواعد"(1/150).

و علامه ابن عثیمین می گوید : «بدهکار ملزم نیست که بیشتر از آنچه بدان اقرار کرده بپردازد، زیرا بیشتر از آنچه بدان اقرار کرده می شود یک دعوی که نیاز به بینه دارد» "الشرح الممتع" (8 /88).

برای پیشگیری از اینگونه اختلافات بر طرفین شایسته است که قرض را کتابت کنند و بر آن شاهد بگیرند، چنانکه الله متعال می فرماید : «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا إِذَا تَدَایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلَی أَجَلٍ مُسَمًّی فَاکْتُبُوهُ ...» وقال: «وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغِیرًا أَوْ کَبِیرًا إِلَی أَجَلِهِ ذَلِکُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَی أَلَّا تَرْتَابُوا» (بقره 282).

یعنی : « ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هنگامی که بدهی مدّت‏داری (به خاطر وام یا داد و ستد) به یکدیگر پیدا کنید، آنرا بنویسید! ...  و از نوشتن (بدهیِ خود) چه کوچک باشد یا بزرگ، ملول نشوید (هر چه باشد بنویسید)! این، در نزد خدا به عدالت نزدیکتر، و برای شهادت مستقیم تر، و برای جلوگیری از تردید و شک (و نزاع و گفتگو) بهتر می‏باشد».

علامه عبد الرحمن سعدی در تفسیرش می گوید : « نوشتن بزرگترین چیزی است که بوسیله آن معاملاتِ دارای مدت، حفظ می شوند، زیرا انسان به نسیان نزدیک است، پس برای جلوگیری از اشتباه و خیانت کسانی که از خدا  نمی ترسند، حتما باید این کار را انجام داد ... نوشته و سند مکتوب در بین دو طرف معامله از بهترین کارهاست.. چرا که باعث حفظ حقوق آن دو می گردد،  و ذمه هر دو آنگونه که خداوند به آن دستور داده است تبرئه می شود ».

آنچه گفتیم از حیث حکم شرعی و قضائی این نزاع بود، با این حال شایسته است که تعامل بین زوجین بر اساس مودت و رحمت و احسان به هم باشد، و رابطه بین زوجین بسیار بزرگتر از آنست که بر سر یکی از امورات حقیر دنیوی کدورتی ایجاد شود، و حتی الله متعال زوجین را امر فرموده که در هنگام طلاق و جدایی هرکدام با طرف مقابل خود با فضل و احسان رفتار کند، چنانکه می فرماید : « وَلا تَنسَوْا الْفَضْلَ بَیْنَکُمْ » (بقره 237). یعنی : « و بزرگواری‌ را در بین‌ خودتان‌ فراموش‌ نکنید ». یعنی: هرچند طلاق‌ روابط شما را تیره‌ و مکدرساخته، ولی‌ به‌ حرمت‌ پیوندی‌ که‌ میان‌ شما وجود داشته، اجازه‌ بدهید تا نسیمی‌ از فضل‌ و مهربانی‌ و گذشت‌ بر این‌ فضای‌ مکدر بوزد، پس‌ هرگز بزرگواری‌ و فضل‌ نسبت‌ به‌ یک‌دیگر را فراموش‌ نکنید. تازه این برای زمانی است که طلاق و جدایی مطرح است، پس اگر همچنان حیات زناشویی پابرجا باشد این تعامل چگونه باشد؟! قطعا رفتار از روی فضل و احسان در این وضعیت اولاتر است.

منبع : سایت (الإسلام سؤال وجواب).

 

والله اعلم

وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com